تبلیغات
KPOP BOOK - Sugary mare Ep10-1
KPOP BOOK

سلااااااااااااااام

من هروقت میام با تاخیر میام

اینبار دیگه بهونه خوبی دارم مسافرت بودم ببخشید با گوشی هم نمیتونسم آپ کنم

 یه مشکل خیلی افتضاحی هم ک اعصابمو خورد کرده اینه ک نمیتونم پوستر بذارم نمیشه اه حالا بیخی 

خب حرفی نیس امیدوارم ازاین قسمتم لذت ببرین


 




از دید لوهان:

چشمامو باز کردم و موقعیتمو آنالیز کردم

یاد دیشب افتادم بدترین کابوس زندیگم بود نمیتونستم فراموشش کنم خواستم بلند شم که درد وحشتناکی توکمرم حس کردم اصلا پاهامو حس نمیکردم

دردم چنان وحشتناک بود که ناخداگاه صدام بلند شد و

جیغ خفه ای کشیدم

هنوزم به دیشب فکر میکردم به حرفای کای، حرفاش

تو ذهنم بودن و تکرارمیشدن


"متاسفم لوهااان....ولی میخوامت"


"نمیتونم خودمو کنترل کنم متاسفم"

"هه اگه دلم به حالت نمیسوخت روزی سه بار میکردمت"






"عزیزم من میخوامت چه بخوای چه نخوای"

حرفاش مدام تو ذهنش تکرار میشد و ازهمه بیشتر "

هفت بار من آهو کوچولومو هفت بار میخوام"تکرار

میشد

هفت بااااار

ازدید سوم شخص:

بایادآوری دیشب اشک تو چشماش حلقه زد نمیتونست

قبول کنه زیر همچین حیوون بی وجدانی بوده ولی

بااین حال بازم نمیتونست ازش متنفر باشه

با شنیدن صدایی که آشنا بود به لرزه افتاد نگاهشو که

به زمین دوخته بود برداشت و به طرف صدا میچرخوند

با دیدن صاحب صدا ترس و لرزش شدت گرفت

کای آروم باچهره ای که توش پراز غم و تاسفم

نگرانی بود بسمتش اومد بادیدن وضعیت لوهان لبخند

 غمگین زد و رفت کنارش نشست و لوهانو به آغوش

کشید


اما لوهان با حس کردن دست کای که دور کمرش حلقه

کرده بود و به سمت خودش میکشید تپش قلبش شدت

گرفت و اینبار ازروی ترس بود با لکنت و به سختی گفت:

باهاش چه رفتاری داشت که تااین حد ترسیده بود؟


همونطور که لو تو آغوشش خودشو پنهون میکرد کای


شروع به نوازش کردن کمر لوهان کرد و زیر گوشش


زمزمه میکرد:


لوهان باهام اونطوری حرف نزن


احساس غریبگی میکنم


خواهش میکنم بذار .....بذار ازت مراقبت کنم


لوهان که تو آغوش کای جمع شده بود به حرفاش


گوش میکرد باشنیدن جمله آخر خندش گرفت درحقیقت


به حرفای کای نمیخندید به وضعیت اسفناک خودش که


توش افتاده بود فکر میکرد هیچوقت تصورشو نمیکرد


که یه روزی لوهانی که غرورش همه چیزش بود و جلو


هرکسی ضعف نشون نمیداد


الان نیاز به مراقبت داره اونم چجور مراقبتی...هه


ازدید کای:


وقتی متوجه خنده لوهان شدم احساس کردم هیچ کدوم


از حرفامو جدی نگرفته


خیلی جدی لوهانو از آغوشم جداش کردم و به اون


چشمای زیباش خیره شدم:لوهان هیچ کس حق نداره


اینجا تورو مجبور به کاری کنه یا بهت دستور بده


برعکس فقط کافیه لب تر کنی تا برات همه چیزو آماده


کنن


ازدید لوهان:


وقتی شنیدم کای گفت هیچ کس حق نداره بهت دستور


بده واقعا به حال و روزگار خودم خندیدم روبهش


برگشتمو گفتم: یعنی من هنوزم آزادی خودمو


دارم؟نیازی نیس ازیکی حرف بشنوم؟


کای قاطعانه جواب داد :نه


هیچ کس حق نداره تورو وادار به کاری کنه


این کلمشو تکرار کردم"هیچ کس" همنطورکه نگاهم


روبروم بود بابغض گفتم:هیچ کس ...حتی جناب کیم


کای؟و برگشتم و به چشماش نگاه کردم


کای باشنیدن اسمش شکه شده بود اینو از چشماش


میفهمیدم


با پوزخند ادامه دادم:هه ...دیدی من دیگه مثل قبلم


نیستم من دی....


کای نذاشت حرفمو ادامه بدم:حق باتوه تودیگه آزادی


خودتو نداری تومال منی


ازشنیدن این جمله حالم بهم میخورد ازاینکه میشنیدم


من مطعلق به کسیم متنفربودم سعی کردم تو لحن


حرفام تنفر دیده نشه با بغض ادامه دادم:حتی اگه من


اینو نخوام؟


ازدیدکای:


تحمل و شنیدن این حرفا برام سخت بود نمیخواستم این


حرفارو کسی بهم بزنه که حاظر بودم جونمو بدم


نمیخواستم توسط لوهان برای بار دوم رد بشم


نمیتونستم تحمل کنم دیگه نمیتونستم خیلی سعی


کردم خودمو کنترل کنم اما واقعا سخت بود برای من


واقعا سخت بود


لرزش چونه و پلکای لوهانو حس میکردم لوهان


توهمون حالت و باهمون بغض به حرفاش ادامه میداد و


من هربار با شنیدن جملش هزاربار میمردم و زنده


میشدم ازاینکه میدیدم لوهان ازمن همچین تصوری


توذهنش ساخته قلبم درد میگرفت نمیتونستم بذارم


لوهان درموردم اشتباه قضاوت کنه شاید نمیتونستم


درمورد گذشته بهش چیزی بگم ولی باید عقیدشو تغییر


میدادم هرجوری شده


لوهان:ک.کای؟


-:جونم؟


لوهان:من نمیخوام ماله کسی باشم ....این ینی من


دیگه ماله خودم نیستم .....ینی من دیگه نمیتونم برا


خودم تصمیم بگیرم.....ینی اختیار و اجازه خودمو ندارم


حداقل....نمیخواام...


نمیخوااام....


نمیخوام ماله تو باشم...


اون لحظه چاره ای جز سکوت نداشتم مقصرم خودم


بودم من باهاش کاری کرده بودم ازبودن کنارم وحشت


داشته باشه نه این درست نیس من باید تکیه گاهش


باشم من باید حامیش باشم


لوهان باید کنار من احساس آرامش و امنیت کنه نباید


باهاش همچین رفتاری میکردم ......


هرجوری شده باید اعتمادشو جلب میکردم باید بهش این


اطمینانو میدادم که کنار من در آرامش کامله


لورو تو آغوشم میفشردم و حلقه ی دور کمرشو محکم


تر میکردم بوسه های آروم و طولانی به موهاش میزدم


و کمرشو نوازش میکردم دستمو کمی پایین تر بردم و


روباسنش کشیدم لوازاین حرکتم دوباره شکه شد و


همون لرزش قبلی سراغش اومد تو گوشش زمزمه


کردم:نترس


باهات کاری ندارم دیگه هیچوقت باهات اونکارو نمیکنم


واقعا متاسفم لوهان من ...منه عوضی نمیتونم خودمو


کنترل کنم واقعا متاسفم


لوهان ساکت بود و چیزی نمیگفت اما گریه هم نمیکرد


و من ازاین موضوع خوشحال بودم که تونستم کمی


آرومش کنم


همونطور که نوازشش میکردم و بوسه های اروم به


پیشونیش میزدم :خیلی درد داری؟


هق هق های لوهان که تازه تموم شده بود با شنیدن


این جمله و یاداوری دیشب دوباره شدت گرفت


لوهان باتمام قدرتش گریه میکرد دردشو ازیاد برده بود


اما دوباره درد به سراغش اومده بود


نمیتونست این غم و اندوهو تو دلش نگه داره نیاز


داشت تا گریه کنه باتمام قدرتش گریه کنه تا خودشو


خالی کنه


بخوبی درکش میکردم و این اجازه رو دادم خودشو


سبک کنه مثل بچه های دو ساله که مادرشونو گم


کرده بودن از ته دلش گریه میکرد نمیتونست خودشو


نگه داره و کنار گریش حرفای دلشوهم بزبون میاورد


لوهان:(*)


*:ک.کاای هق هق ...من واقعا اونلحظه ازت ترسیدم


هق هق


-:معذرت میخوام


*:کا....کای...خیلی هق هق ..خیلی خشن شده بودی


-:متاسفم لوهان باهرجمله لوهان بوسه های کوتاه و


محکم به پیشونیش میزدم و به حرفاش گوش میدادم


میهن بلاگ اجازه  نداد بیشتر بتایپم این قسمت دو بخش میشه




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 مهر 1394 توسط Shadi | نظرات()
How do you get Achilles tendonitis?
شنبه 1 مهر 1396 09:56 ب.ظ
Tremendous things here. I am very glad to see your post.
Thanks so much and I'm looking forward to contact you.
Will you please drop me a e-mail?
foot pain map
پنجشنبه 1 تیر 1396 10:06 ب.ظ
Thanks for finally talking about >KPOP BOOK - Sugary mare
Ep10-1 <Liked it!
foot pain arch
پنجشنبه 1 تیر 1396 04:50 ق.ظ
First of all I would like to say terrific blog!
I had a quick question that I'd like to ask if you
do not mind. I was curious to find out how you center yourself and clear your head before writing.
I have had trouble clearing my thoughts in getting my thoughts out.
I truly do enjoy writing however it just seems like the first 10 to
15 minutes are usually lost just trying to figure out how to begin. Any
ideas or hints? Thank you!
http://colossalintrosp22.snack.ws/
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 08:38 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own blog and was
curious what all is needed to get set up?

I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?
I'm not very web smart so I'm not 100% positive. Any tips
or advice would be greatly appreciated. Cheers
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:21 ق.ظ
I every time spent my half an hour to read this blog's articles all the time
along with a cup of coffee.
پاسخ Honey.P :
manicure
پنجشنبه 10 فروردین 1396 03:58 ب.ظ
Today, while I was at work, my sister stole my iphone and tested to see if it can survive
a twenty five foot drop, just so she can be a youtube
sensation. My iPad is now destroyed and she has 83 views.
I know this is completely off topic but I had to share it with someone!
پاسخ Honey.P :
neda
جمعه 3 مهر 1394 12:47 ب.ظ
خیلی خوب بود
پاسخ Honey.P :
baeky-chany
جمعه 3 مهر 1394 08:28 ق.ظ
خیلی قشنگ بود بووووووس
پاسخ Honey.P :
.......
پنجشنبه 2 مهر 1394 04:38 ب.ظ
قشنگ بود دلم کباب شد واسشون وامیدورام از این به بعد زود زود بذاری
.......
پنجشنبه 2 مهر 1394 04:38 ب.ظ
قشنگ بود دلم کباب شد واسشون وامیدورام از این به بعد زود زود بذاری
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
...HI...
...U can find stories and fications and fanfics here...
...I hope U all enjoy it...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ؟؟
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» دوست دارید بیشتر چی آپ کنیم؟





پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  • رنکینگ
  • قالب وبلاگ
  • تماس با ما
    کد تماس با ما

    پیغام ورود و خروج

    Online User

    کد پربازدیدترین

    ابزار امتیاز دهی

    دانلود آهنگ جدید