تبلیغات
KPOP BOOK - 1ـMy everything ep-9
KPOP BOOK
سلام عشقا...
ببخشید من همش سلام میکنم...
باور کنید نمیخوام از اینکه سلامتی میاره سوءاستفاده کنم ولی مجبورم...
خب اومدم با قسمت نهم...
این قسمت دو پارته که یکیش رمزیه...
درخواست رمزو میتونید تو پست اول بدین...
البته قرار نبود رمزی بشه ولی میترسم فلفلی بشیم...
حالا بفرمایید پارت یک منتظرتونه...

دی او:ایش جنبه ندارین خووو....حالا بیخی!پسرا باید برین با یه طراحی صحبت کنینکه واسه پروژه نظرشو بپرسین چون سرمایه گذارا گفتن که از مشاورشون که فک کنم همون طراحس یکم مشاوره بگیریمو مشورت کنیم!تاشب برنامه هاتونو جمعو جور کنین شب برین پیشش!

چانیول:اوووف این سرمایه گذارا به روح معتقد نیستن؟

بکهیون:به عمشون معتقد نباشن صلوات...

 

...

دی او!

روی تخت دراز کشیدم!ساعت تقریبا 11شب بود...گیج خواب بودم!چشمامو روی هم گذاشتم...یه حس بدی داشتم...نمیدونم چی بود ولی...بیخیالش اصن!یه آهنگ ملایم گذاشتم و دوباره جهیدم روی تخت...آروم آروم چشمام سنگین شد....

-دی او...احححح...دی او پاشو دیگه!

آروم چشمامو باز کردم!به روبه روم نگاه کردم یه سقف نارنجی...نه شایدم بنفش بود...

-دی او...ایییییییییش خوابالو پاشو دیگه!مثلا اومدیم دور دور؟!

صداشو شناختم...کی میتونست صدایی به زیبایی یونا داشته باشه{اییییش من از یونا بدم نمیاد ولی خو کلا ایییییش!}آروم بلند شدم...

یونا:دی او...دی او جونم!

دی او:هــــــــــــوم؟

یونا:بیا بریم قدم بزنیم!از بس توی این چادر نشستیم دلم پوسید!

دی او:خخخخ من زن دل پوسیده نمیخواما...خخخ!

یونا اخم ظریفی کرد و بعد کم کم لبخند زد تندی بلند شدو از چادر بیرون پرید ...به شیطنتش خندیدم و خودمم سریع از جام پریدم و از چادر اومدم بیرون!

یونا:دی او...خخخ اگه میتونی منو بگیر...

وسریع شروع کرد به دویدن به سمت درختا...

دی او:یونا...ندو...اینجا زمیناش درستو حسابی نیس...یونا...

پشتش شروع کردم به دویدن!درختارو دور میزدم...صداش زدم...نبود...یونا نبود...نشستم زمین...سرمو بین دستام گرفتم....چشمامو بستم...نه اینجا بزرگه...اون یه دختره...براش اتفاقی میفته...صدای قدمای یه نفر که روی شاخه ها راه میرفت توجهمو جلب کرد...سرمو بلند کردم با دیدنش ازجام پریدم...

دی او:یونا ...تو چرا ...

یونا:اون رفته...خیلی وقته که رفته!

دی او:چی داری میگی؟یونا تو که اینجایی...

یونا:اون رفته...رفته...

آروم رفت به یه سمت...دنبالش رفتم...بعداز کمی ایستاد رفتم کنارش...رومو به سمتش برگردوندم...

یونا:اون رفته...رفته!

پوزخند تلخی زد...به سمت جایی که داشت نگا میکرد برگشتم...چندقدم دورتر یه پرتگاه بود...آروم رفتم سمتش...دستام میلرزید...به پایینش نگاه کردم....زانوهام سست شدن...قطره ی اول از چشمام با لجبازی پایین اومد با خشونت پاکش کردم...قطره ی دوم...قطره ی سوم...ولی برای چهارمی نتونستم پسش بزنم...یونای من...اون افتاده بود...

یونا:رفته...

به سمتش برگشتم...یه لباس سیاه بلند نتش بود...موهای خرماییش بخاطر باد توی صورتش ریخته بود...هنوزم همونطور جذاب بود...ولی چشماش...چشماش دیگه اون نبود...

یونا:اون رفته...مجبور شد بره...چون تو کشتیش...

دی او:نه...من اینکارو نکردم...

یونا:توکشتیش...توباعث مرگش شدی...اون رفته تو...

با یه حرکت از جام بلند شدم...عرق سردی از پیشونیم سرازیر شد...این چه خوابی بود...چرا اینجوری شد؟چرا من کشتمش؟!

....

لوهان!

روی کاناپه دراز کشیده بودم...همه رفته بودن ولی اون هنوز توی اتاقش بود...ظهر بهم گفت که چویی شیوون بهش زنگ زده....وقتی که اینو گفت هیچ حالتی توی چهرش نبود...نه خوشحال بود نه ناراحت...!ولی من...

سهون:لوهان...

با صداش دستمو از روی چشمام برداشتم آروم بازشون کردم واز سرچام بلند شدم واون تونست بیاد بشینه کنار من...

سهون:لوهان...خوبی تو؟

لوهان:اره...

سهون:میخوای برسونمت خونه؟

بی مقدمه ازش پرسیدم!

لوهان:سهون...تو با شیوون هستی؟

از سوالم جا خورد...کمی دست پاچه شده بود...

سهون:نه...معلومه که نه!

لوهان:چرا دستپاچه شدی؟

سهون:دست پاچه؟نه بابا...

خنده ی عصبی کرد...واین باعث شد ناخداگاه دندونامو روی هم فشار دادم...

لوهان:من دارم میرم...

سهون:آره بهتره دیگه بریم!

رفتم سمت آسانسور...زل زدم به روبه روم ولی سنگینی نگاهشو حس میکردم...ولی دیگه مثه وقتایی نبود که توی کافی شاپ بهم نگاه میکرد...نگاهش ...یه حس گرما رو بهم میداد...یه حسی که واسش توضیحی نداشتم...ولی ...

زل زدم به بالای آسانسور...طبقه ی 9...طبقه ی7...میدونستم این ساعت کسی جز ما توی شرکت نیست و همه تاحالا رفتن خونه...طبقه ی 6...نباید این فرصتو ازدست میدادم...من باید انجامش میدادم...طبقه ی 5...

بایه حرکت برگشتم سمتشو یه قدم بینمونو طی کردم و ل.بامو روی ل.باش گذاشتم....





طبقه بندی: My everything STORY، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مرداد 1394 توسط Honey.P | نظرات()
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:42 ب.ظ
you are actually a just right webmaster. The site loading velocity is
amazing. It kind of feels that you are doing any unique
trick. In addition, The contents are masterpiece.
you have performed a excellent task in this subject!
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 09:54 ب.ظ
Greetings! I've been reading your web site for a long time now and finally got the bravery to go ahead and give you a shout out from Houston Tx!
Just wanted to mention keep up the fantastic job!
پاسخ Honey.P :
sahar
پنجشنبه 20 اسفند 1394 01:46 ب.ظ
درضمن داستانت عالیه
sahar
پنجشنبه 20 اسفند 1394 01:46 ب.ظ
درضمن داستانت عالیه
sahar
پنجشنبه 20 اسفند 1394 01:46 ب.ظ
درضمن داستانت عالیه
پاسخ Honey.P :
sahar
چهارشنبه 19 اسفند 1394 05:26 ب.ظ
سلام رمزمیخواستم میشه همینجابهم بدید
پاسخ Honey.P : tu subject hast
neda
شنبه 24 مرداد 1394 08:17 ب.ظ
رمزو که نفرستادی به ایمیلم
پاسخ Honey.P : به وبت فرستادم گلم
neda
جمعه 23 مرداد 1394 11:18 ب.ظ
منم رمزو میخوام
پاسخ Honey.P : فرستادم گلم
sara
چهارشنبه 14 مرداد 1394 02:45 ب.ظ
وااای بعد عمری بالاخره اومدم ،اجی میشه رمزو به منم بدی؟؟؟؟
09185552094
پلیییز تیری خیداااااا
پاسخ Honey.P : فرستادم برات
elena
یکشنبه 11 مرداد 1394 07:16 ب.ظ
کجا ایمیلمو بدم
پاسخ Honey.P : نظر که میدی نوشته ایمیل
Raya
شنبه 10 مرداد 1394 09:04 ب.ظ
یسسس ولی دیر دادی خب
پاسخ Honey.P :
جمعه 9 مرداد 1394 07:57 ب.ظ
ابجی منم رمزو میخوام چیکا کنم
پاسخ Honey.P : آجی ایمیلتو بده
Raya
جمعه 9 مرداد 1394 07:51 ب.ظ
اوووووه لوهانه خرررررر خخخخخخ
میان یهو غیرتی شدم روش اهمممم
رمز ایخواممم هق هقق
پاسخ Honey.P : دادم بهت که
baeky-chany
چهارشنبه 7 مرداد 1394 09:11 ب.ظ
عالی بود عالی خسته نباشی بازم ممنون
پاسخ Honey.P : خواهش میکنم عزیزم...
byun_kosar.yeol
چهارشنبه 7 مرداد 1394 02:17 ب.ظ
اجی منم رمز میخوام میشه همینجا بهم بدی؟؟نتم,ضعیفه مسافرتیم
پاسخ Honey.P : یس عزیزم...رمزو برداشتم
byun_kosar.yeol
چهارشنبه 7 مرداد 1394 02:16 ب.ظ
اجی منم رمز میخوام میشه همینجا بهم بدی؟؟نتم,ضعیفه مسافرتیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
...HI...
...U can find stories and fications and fanfics here...
...I hope U all enjoy it...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ؟؟
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» دوست دارید بیشتر چی آپ کنیم؟





پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  • رنکینگ
  • قالب وبلاگ
  • تماس با ما
    کد تماس با ما

    پیغام ورود و خروج

    Online User

    کد پربازدیدترین

    ابزار امتیاز دهی

    دانلود آهنگ جدید