تبلیغات
KPOP BOOK - My everything ep-8
KPOP BOOK

سلام دوستان اومدم با قسمت هشتم...

ممنون بابت نظرای خوبتون...

ببخشید دیر شد...

خب دیگه زیاد چیزی نمیگم...

بفرمایید ادامه

خوشگل شده بودم...بعداز اون به بکهیون توی آینه نگاه کردم...هنوزم اختلالات روانی داشت...همین که آینه میدید سعی میکرد خودشو شبیه میمون کنه!چشماشو چپ میکردو دهنشو به صورت ناهنجاری باز میکرد جوری که تا خود رودش مشخص میشد...رومو ازش گرفتمو بایه پوزخند از آسانسور اومدم بیرون...حالا وقتش بود که خوده حرفه ایمو نشونشون بدم....

...

با باز شدن در سهون و بکهیون اومدن تو...یه حس عجیبی داشتم دستمو مشت کردم تا توی چهرم چیزی مشخص نشه!

سهون:سلام

بکهیون هم یه سلام کردو زیر زیری نگاهی انداخت!

دی او:سلام پسرا!

لوهان:خوش اومدین!

چانیول:سلام!

با نهایت سردی اینو گفتم!بکهیون دوباره نگام کرد با بی تفاوتی زل زدم توی چشماش بعدم یه پوزخند زدم!بازم سرشو انداخت پایین!

دی او:پسرا اون دوتا اتاق مال شماس اینجام که میبینین منشی نداره اگه مخالف این قضیه این...

سهون:نه باووو منشی نمیخوایم!

دی او:خواستم بگم اگه مخالفین مشکل خودتونه!

بکهیون:خخخ!!

دوباره با سردی نگاش کردم سریع نیششو بست!

چانیول:چرا وایسادین همو نگا میکنین؟

لوهان:راس میگه!برین تو اتاقاتون اگه خواستین تغییرش بدین البته هرچند که چانیول کارشو خوب بلده!

==

بکهیون:آره باید ببینیم عاق چانیول چیکار کرده...

سعی کردم لحنم خیلی صمیمی باشه ولی بادیدن قیافه ی بینهایت سرد چانیول بازم مجبور شدم نیشمو ببندم!

سهون:خب مامیریم به اتاقمون!

بدون هیچ حرفی راه افتادم سمت اتاقی که اسم من کنارش بود!در اتاقو باز کردم!بوی عطری که آشنا بنظر میومد و با تموم وجودم به ریه هام کشیدم...دیشبم همین بو رو میداد!رفتم کنار پنجره آدما کوچولو بنظر میرسیدن بخاطر ارتفاع...دیشبـ....دیشب یه اشتباه بود!تازه عمق فاجعه رو فهمیده بودم!من ...من فقط لذت بردم!اما...نمیخواستم که...که کسی آسیب ببینه!نمیخواستم واسه چانیول مشکلی پیش بیاد...من گند زدم...

آروم از پنجره فاصله گرفتم...دلم گرفته بود!بخاطر چانیول...رفتم سمت صندلی با یه دنیا غم خم شدم که روش بشینم که ...

پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق!

بکهیون:جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ!

وقتی جیغ زدم که دیگه دیر شده بودو پخش زمین شده بودم!هر چی حسو حال عذاب وجدان داشتم پر پر شدم!که در اتاقم باز شدو همه ریختن تو!

سهون:اوه اوه...فک کنم ترکید باسنت!

کره اسب مثلا داداشمه!

چانیول:فک نمیکردم انقدر سنگین باشی که صندلی بشکنه!

بعدم پوزخند صداداری زدو زل زد بهم!

بکهیون:صندلی خرابه به من چه؟!

چانیول:اونقدرام مطمئن نباش شاید یکی دسکاریش کرده باشه!بعدم شروع کرد مثه دیوونه ها خندیدن!

بکهیون:ایش...لعنتی میدونستم شکستنش عجیب بود!

چانیول بیخیال از اتاق زد بیرون منم سریع بلند شدم که برم حالشو بگیرم که دی او دستمو گرفت:بیخی باووو این چانیول با منم ازاین شوخی خرکیا زیاد میکنه!

زیر لب یه فحش آبدارو مناسب دادم به جدو آباد چانیول...!

لوهان:اون چه بوقی بود الان خوردی!؟

بکهیون:ای باوووو یادم نبود داداشین غلط خوردم باووو...برین بیرون...!

....

سهون:

از اتاق بکهیون بیرون اومدیم رفتارای سرد چانیول یکم مشکوک بود!رفتم جلوی تی وی  نشستم حس اتاق نشینی نیومد.کشوی میزو باز کردمو با یه عالمه فیلم مواجه شدم روی هر گاردی نوشته بود producers1...2..3...!!

ناخواسته گفتم:چقدراین فیلمه آخه!؟

لوهان:چانیول عاشق داراست!

باصدای لوهان یهو پریدم!

سهون:ِیاااا...مرتیکه ی بوق چرا انقدر بی سرو صدا میشینی کنار آدم؟

لوهان:باووو الکی جو نده خواهشا حس جوگیری نیس!

یکم آروم شدم و بیخیال سی دیا شدم!

لوهان:سهون...فک کنم خودتم میدونی که باید بهم توضیح بدی؟!

سهون:راجب چی؟

لوهان:راجب اون کافه...توهمیشه ساکت بودی درست مثل لالا!همیشه هم به من زل میزدی...دیشبم که  با چویی...

سهون:لوهان!نگران نباش نگاه های من به تو توی کافه بی منظور بوده!قبلا گفتم که شبیه کی هستی!

لوهان:آیش...اون پسره ی آب یخ؟!ولم کن باووو!

سهون:دلتم بخواد به اون خوشگلی و خوشتیپی!

لوهان همچنان اخماش توهم بود ولی یهو چشاش ریز شدو با نیشخند اومد سمت من!

لوهان:سهون...پس قبول داری خوشگل و خوشتیپم نه؟!

سهون:ایش من کی یه همچین بووووق اضافه ای خوردم؟!

لوهان:خودت گفتی شبیه منه!

سهون:پس بوق خوردم!پاشو برو سرکارت!

از جام بلند شدم و رفتم سمت اتاقم که لوهان دوباره صداش دراومد!

لوهان:سهون من یه فیلم دیدم بوق خوری بود جدا میگم خیلی چندشه!

سهون:چندش هس ولی مهم حالشه!

لوهان:اااا مگه امتحان کردی؟

سهون:تجربشو داشتم!امتحانش نکردم خخخ!

لوهان:میشه شماره ی اینجور دخترارو به منم بدی؟!

سهون:از کجا میدونی که دختر بود؟!

بعدم شروع کردم به خندیدن و بی توجه به قیافه ی علامت سوال و متعجبش {قاطی هم خخخ}رفتم توی اتاقم و درو بستم...اذیت کردن لوهان یجورایی ملس بود!پسر بامزه ای بود و خیـــــــــــــــــــــــــــــــــلیم جذاب!

صدای گوشیم که روی میز بود توجهمو جلب کرد یه شماره ی ناشناس بود

-سلام سهون خودتی؟

سهون:آره...شما؟

-شیوون...چویی شیوون!!{عاغا ازاین به بعد اسم چوییو شیوون میزاریم همون عضو سوجو آخه بچم فقط فامیلیه خخخخ!}

......

بکهیون

 

از جلوی در اتاقش آروم رد شدم...فکری به ذهنم رسید!الان وقتش بود!آروم سرمو گذاشتم روی در تا گوش کنم!میخواستم بدونم داره چیکار میکنه!آخرش که بهرحال مجبور میشدیم باهم دیگه حرف بزنیم!سرمو گذاشتم روی در از صمیم قلبم شروع کردم به گوش دادن صداهای توی اتاق!حالا صمیمش کجا بودو نمیدونم!

صدای چانیول میومد انگار داشت با تلفن حرف میزد!

چانیول:آره...{خندید}منم امیدوارم!

چانیول:آره دوس دارم همو ببینیم میخوای بیای دفتر من؟

چانیول:ینی عاشقتم...خخخ باشه منتظرتم!فعلا...

..

چانیول از کی دوس دختر داشت که من خبر نداشتم ؟بدون اینکه در بزنم مثه بز رفتم تو...میگم مثه بز ینی واقعا مثه بز!

چانیول حواسش نبود به این دورو اطراف واسه همونم وقتی دید یه شی گنده داره مثه بز میاد طرفش بدبخت یه نیمچه جیغ کشید!

بکهیون:کی بود؟

چانیول:روانی...شغال...سیرابی...ساریسمی...مشکل دار...ویرووس کزاز که باید واکسنشو بزنم...چرتا مثه یابو میای تو؟

بکهیون:وای چقدر اسم داشتم خبر نداشتم!درضمن یابو نبود...این نوع اومدن داخل مال منه مثه بزم میمونه یابو!پس لطفا رعایت کن!

چانیول:خاک تو بوووقت کنن!

بکهیون:اول بوق شما!ایششش...

چانیول:حالا چرا اومدی تو؟

بکهیون:آهان..داشت یادم میرفت!کی بود؟

چانیول:چی کی بود؟

بکهیون:اونی که داشتی باهاش فک میزدی!

چانیول:به تو چه؟

بکهیون:دختر یا پسر!

چانیول:معلوم هس چته؟پسر!

یه نیمچه جیغی کشیدم:حییییییییییییییییغ!پسر؟منوببخش چانیول نمیدونستم عادت میکنی!

چانیول:عادت چی؟معلوم هس چی میگی؟

بکهیون:منظورم عادت بوق کردن با پسراس!

چانیول یکم خودشو جمع و جور کرد و چپ چپ نگام کرد!

چانیول:مطمئن باش تقاصشو پس میدی!

بکهیون:اهوووووووع!کی میره این همه راهو؟

همون موقع در اتاق باز شدو دی او اومد تو!

دی او:به به طراحای بوووق شرکت خودم خخخ!

چانیول:زهر...!

بکهیون:مار...!

دی او:گروه سرود برادران بوووق یعنی بکهیون و چانیول تقدیم میکند خخخ!

باز ما همچنان چپ چپ نگاش کردیم!

دی او:ایش جنبه ندارین خووو....حالا بیخی!پسرا باید بریم با یه طراحی صحبت کنین که واسه پروژه نظرشو بپرسین چون سرمایه گذارا گفتن که از مشاورشون که فک کنم همون طراحس یکم مشاوره بگیریم و مشورت کنیم!تاشب برنامه هاتونو جمع و جور کنین شب برین پیشش!

چانیول:اوووف این سرمایه گذارا به روح معتقد نیستن؟

بکهیون:به عمشون معتقد نباشن صلوات...


..

1.شب چی میشه؟

2.با کجاش حال کردین؟



بازم ببخشید که دیر شد بوووووس!




طبقه بندی: My everything STORY، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مرداد 1394 توسط Honey.P | نظرات()
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:42 ب.ظ
At this time I am going away to do my breakfast, afterward having my breakfast coming yet again to
read more news.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 01:43 ب.ظ
I have learn some good stuff here. Definitely worth bookmarking for revisiting.
I surprise how much attempt you place to create any such wonderful informative web
site.
پاسخ Honey.P : thanks a lot.I hope u keep supporting
Raya
شنبه 10 مرداد 1394 10:07 ب.ظ
یسسسس مخصوصا بکی جوووننن ههه
پاسخ Honey.P : یاااااااااا هوچم جون نیییی...
baeky-chany
یکشنبه 4 مرداد 1394 07:42 ب.ظ
سلام گلم
خوب بود ولی کم بود تا امدیم بریم تو حس تموم شد خوب چانبک قشنگ بود منتظر بودیم بکی عذرخواهی کنه که دیو پرید وسط ماجرا از سهونم خوشم امد چقدر حال لوهان بیچارو میگیره خیلی باحال بود
ممنون عزیزم و خسته نباشی بیصبرانه منتظر قسمت بعدی هستم
پاسخ Honey.P : ممنون عزیزم...این قسمت عجله ای شد...امیدوارم پسندیده باشی
Raya
یکشنبه 4 مرداد 1394 06:30 ب.ظ
وای جیجی خیلی قشنگ بوووددد
من با قسمتایی که بکی و چانی بودن خیلی حال کردم خخخخ
پاسخ Honey.P : اون دوتا گودزیلا خیلی باحالن...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
...HI...
...U can find stories and fications and fanfics here...
...I hope U all enjoy it...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ؟؟
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» دوست دارید بیشتر چی آپ کنیم؟





پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  • رنکینگ
  • قالب وبلاگ
  • تماس با ما
    کد تماس با ما

    پیغام ورود و خروج

    Online User

    کد پربازدیدترین

    ابزار امتیاز دهی

    دانلود آهنگ جدید