تبلیغات
KPOP BOOK - sugary mare Ep4
KPOP BOOK

یوهوووو سلام سلام خوبید خوشین خدارو شکر خب دوستان این از آپ دومم که به

صورت خودکار گذاشته بودم و به احتمال زیاد تاالان اومدم ولی اگه نیومدم دلسرد

نشین زود میام جبران کنم  بیفرمایید...




ازدید کای:


دیدن اشکاش دیوونم میکرد نمیتونستم تحمل کنم بخاطر کسی گریه میکنه حداقل نباید بخاطر من اشک بریزه این قلبمو آزرده میکرد ناخداگاه


دوتا دستامو رو صورت گذاشتمو و به قصد پاک کردن اشکاش حرکت دادم بابرخورد دستم به صورتش لرزشی کرد قبل از اونکار سرش پایین


بود و اشک میریخت اما هنگام حس کردن دستام سریع چشماشو باز کرد و بااون چشمای قشنگ و پراز اشکش بهم خیره شد


منم درست مثل خودش بهش زل زده بودم و تمام اجزای صورتشو برانداز میکردم و محو تماشای اون صورت بی نقص و زیباش بودم


همونطورکه صورتشو دید میزدم نگاهمو از چشماش برداشتم و پایینتر رفتم ناگاه چشمم به لباش افتاد قلبم بشدت میزنید جوری که صداش


همجای فضای اتاقو گرفته بود


واای که چقد میخواستم همین الان طمع اون لبای خوش فرم و صورتیشو بچشم


انگشت شصتمو بی اراده رولبش گذاشتم بابرخورد انگشتم لوهان لرزشی بیشتر کرد که مطمئنا از ترس بود نمیخواستم ازم بترسه و


نمیخواستم اولین دیدارم با لوهان با ترس باشه


ازدید لوهان:


بابرخورد دستش به لبم حس کردم زمینو زمان ازحرکت وایسادن نمیتونستم خودمو کنترل کنم تازه میفهمیدم من چه آشغالیم چقد بی جنبم


چطورتونستم این حسو بهش پیداکنم این قطعا باید ماله سهون بود


اما هیچکدوم ازاین فکرا احساس منو تغییر نمیداد


حس بی نظیری بود ولی من نباید بیشترازاین اجازه میدادم فقط باید به سهون فکر کنم


نمیتونستم ینی نمیخواستم بهش(کای)اعتماد کنم.


ازدید کای:


شروع به کشیدن انگشتم رو لب پایینیش کردم واقن خیلی میخواستم همین الان مال من شه حتی اگه خودش نخواد


لوهان همونطور باچشاش بهم زل زده بود چشمایی که نمیشد ازتوش چیزی فهمید حداقل برای این لحظه.....


برام تعجب آور بود چرا هیچ واکنشی نشون نداده بود شاید..،شاید اونم بهم حسایی داشت شاید لوهانم مثل خودم منو میخواست


ینی روزی میرسه که لوهان واقن ازاعماق وجودش منو دوس داشته باشه؟


ازدید لوهان:


باچشمایی که بهم زل زده بودیم حرفای زیادی بهم میگفتیم اون چشمای تیزو نافظ شاید ازدور پرازخشم و کینه باشه اما تواون عمق نگاهش


محبت و مهربونی موج میزد


میدونستم داریم کاراشتباهی میکنیم ولی نمیخواستم دستاشو برداره حس خیلی خوبی بود دوس داشتم زمان برای ما اون لحظه بایسته و


همینطور تا چند ساعت بهم نگاه میکردیم و.....


ازدید کای:


همزمان با حرکت دستام و نگاه کردنش


کم کم داشتم از خود بیخود میشدم و سرمو نزدیکتر میکردم تاجایی که نفساشو حس میکردم که به صورتم برخورد میکنن


نفسای سریع و داغش داشت دیوونم میکرد نمیتونستم بیشترازین تحمل کنم نزدیکترشدم جوری که هرازگاهی برخورد لبام به لباشو حس


میکردم فاصله ی بینهایت کمی داشتیم توحال خودم نبود جوری که اگه کسی این حس و حال بهم میریخت همینجا زنده بگورش میکردم


کم کم احساس کردم وقتش رسیده سرمو کج کردم تا هرچه سریعتر ببوسمش ولی تا چشمم به چشمای بستش افتاد عقب کشیدم نفس


زدناش همه ترسشو نشون میداد و رفتارش جوری بود که نشون میداد این اولین بوسشه


به خودم هزارتا فحش و لعنت فرستادم که چرا باید همچین پسر پاک و معصومی اسیر گرگ کثیفی مثل من شه


هربار با فهمیدن اینکه چقدر پسر پاک و معصومیه تحسینش میکردم و واقن ازاعماق وجودم خوشحال بودم اماازاین نگران بودم که چطور باید


حقیقتو بهش بگم


اگه امروز میگفتم شاید قبولم میکرد یا حداقل کاری میکردم قبولم کنه اما ترجیح دادم حرفی نزنم تا وقتی که خودش بفهمه و اونوقت توضیح


میدادم


زود بخودم اومدم من داشتم چیکار میکردم نه نباید اینکارو کنم اگه لوهان فکر کنه من بخاطر نیاز ج.نسیم میخوامش مطمئنا هیچوقت نمیتونم


داشته باشمش


نباید عجولانه رفتار کنم و زود کنار کشیدم


ازدید لوهان:


باحس کردن نفساش که به صورت میخورد خمارتر شدم مطمئن بودم منو بخاطر نیازش میخواد اما بااین حال خودمو قول میزدم حتی اگه


بخاطر هوسم بوده میخواستم تجربش کنم واقن اون لحظه نمیتونستم به هیچی فکر کنم حتی سهونم فراموش کرده بودم


چشمامو بسته بودم و منتظر هراتفاقی بودم اما به طرز عجیبی دستای کای شل شد و از صورت برداشتشون اصلن ازکارش سردرنمیاوردم


گیج و منگ بهش نگاه میکردم


ازدید کای:


نمیتونستم هرچقدرم باخودم کلنجار میرفتم نمیتونستم خودمو آرووم کنم ازصندلی بلند شدم و کنارش زدم روبروی لوهان زانو زدم بهش خیره


شدم باورم نمیشد یروز همچین کاری کنم میخواستم بلند شم اما بدنم این اجازه رو نمیداد لوهان به محض دیدنم سرشو پایین گرفت و به زمین


خیره شد چونشو گرفتم و سرشو بلند کردم:لعنتی چشات دیوونم میکنه


اجازه حرف زدن ندادم و سریع لبامو رولباش گذاشتم و فشارشون دادم هیچ کاری نمیکردم فقط میخواستم حسشون کنم اما بعداز چند ثانیه


شروع به حرکت دادن لبام رو لباش کردم لب پایینیشو به دهن گرفتم و شروع به م/ک زدنش کردم و هرازگاهی از م/ک زدن دست میکشیدم


و زبونم رو لبش حرکت میدادم و لی/س میزدمش و دوباره به م/ک زدن ادامه میدادم حس خیلی خوبی بود خیلی شیرین بود شیرینتر از عسل


ازش سیر نمیشدم نمیدونم چم شد که دوباره ازخودم بیخود شدم و بوسیدنام و م/ک زدنام به طرز عجیبی وحشیانه شده بود انقد باقدرت م/ک


میزدم که طمع ناخوشایندی تو دهنم حس کردم درسته خون بود اما اون لحظه حس کردن این طمع وحشی ترم میکرد بوسیدنم از قبل


وحشیانه تر شده بود کم کم دیگه اون طمع تو دهن شدت گرف همراه با بوسیدنش سعی میکردم طنابشو که باهاش به صندلی بسته بودنو


باز کنم طناب باز شد و من همچنان به خوردن لباش مشغول بودم یه لحظه به خودم اومدم و سرمو به عقب کشیدم طمع خون رو تو دهنم


هنور حس میکردم باورم نمیشد من این بلارو سرش اورده باشم به طرز وحشتناکی لبشو خورده بودم لب پایینیش کاملا زخمی شده بود و


پاره شده بود به خودم لعنت میفرستادم و جدمو به فحش میکشیدم ازخودم متنفر بودم چطور خودمو کنترل نکردم چراباید تااین حد پیش


میرفتم؟


سریع دسمال برداشتم و شروع به پاک کردن لبش کردم همونطورکه مشغول پاک کردن بودن به طرز وحشتناکی سرش داد کشیدم:لعنتی


چرا هیچی نمیگفتی؟


یه لحظه خودمم از طرز حرف زدنم جاخوردم مثل اینکه مقصر خودش باشه


لوهان هیچ حرفی نمیزد و این منو عصبی تر میکرد چرا ازخودش دفاع نمیکرد این اون لوهانی نبود که میشناختمش


فقط سرشو پایین کرد اشک تو چشاش حلقه زد اصلن طاقت دیدن اشکاشو نداشتم سریع روش خم شدم و دستمو زیر زانوهاش بردم و بلندش


کردم و خودم رو صندلیش نشستمو و لوهانو رو پاهام نشوندم بغلش کردم


سرشو به سینم چسبوندم اروم شروع به نوازش کردن موهاش کردم میدونستم اینبار دیگه واقن ازم ترسیده و من اینو نمیخواستم تنها چاره


ای که دیدم معذرت خواهی بود


اروم سرشو ازسینم برداشتم و به چشمای پراز اشکش نگاه کردم چرا هیچی نمیگفت واقن کفری بودم لبامو رولباش گذاشتم اینبار تقلای


لوهانو دیدم که میخواست لباشو ازرو لبام برداره ولی اجازه ندادم و شروع به بوسیدن اروم لباش کردم بوسه های ریزو سریع همجای لبش


گذاشتم میشه گف نزدیک به صدبار بوسه های کوچیکی رولبش میذاشتم که که باگذاشتن هربوسه حس میکردم لبخند لوهان بزرگتر میشه


همونطور بوسه زنان به طرف گوشش رفتمو و لبمو به گوشیش گذاشتمو و آروم زمزمه کردم:


"متاسفم"


بعداز سه ثانیه دوباره"متاسفم....متاسفم.....متاسفم....متاسفم......"


درست 100 بار این کلمرو گفتم و لبامو از گوشش برداشتم به صورتش خیره شدم خندم گرفت تو بغلم به خواب رفته بود باورم نمیشد که


لوهان منو بخشیده مطمئن بودم که بخشیدتم ولی باورم نمیشد بوسه ی ارومی رو لباش و پیشونیش زدم و ارووم از جام بلند شدم و به


بیرون رفتم تا زودتر ازاون خراب شده خارج شیم


ازدید لوهان:


با حس کردن لبای پف کرده و نرمش رو لبام دنیا سرم چرخید باورم نمیشد یه پسر بتونه همچین حسایی بهم بده


لباشو بیشتر میخواستم و گذاشتم هرکاری دلش میخواد باهام بکنه اما طولی نکشیده بودکه سوزش عجیبی رو لب پایینیم حس کردم خیلی بد


بود داشت میسوخت ولی من هیچ قدرتی نداشتم پس ترجیح دادم بذارم کارشو بکنه ......


بعداز برداشتن لباش و دیدن من تو اون وضعیت خشم رو توچشاش دیدم و به طرز وحشتناکی سرم داد کشید اون لحظه ترس عجیبی بهم دس


داد ترسی که دوسش داشتم درسته ترسیده بودم ولی این فریاد کشیدنشو دوس داشتم خوشحال بودم که حداقل ینفرتودنیا بفکرمه کاملا


سهونو فراموش کرده بودم انگار سهونی وجود نداشت


کای بلندم کرد و روپاهاش نشوند و سرمو به سینش چسبوند


عطر تنش به مشامم میرسید واقن دیونه کننده بود سرمو بیشتر به سینش فشردم تا ریه هامو پراز عطر تنش کنم نوازشاش ارومم میکرد اون


لحظه خیلی برام شیرین بود اما با برگردوندنم و نزدیک شدن به صورت دوباره اون ترس به سراغم اومد خودمو واسه یه درد دیگه اماده کردم


اما برخلاف تصورم کای اروم رو لب زخمیم بوسه های کوچیک و ریزی میذاشت و باعث خاموش شدن سوزش لبم میشد همونطور بوسه زنان


به طرف گوشم رفت و لباشو روگوشم گذاشت با برخورد لبش و حس کردن لبش که رو گوشم بود بدنم مورمور شد نفسش به گوشم میخورد


و قلقکم میومد خیلی دوس داشتم فقط یبار بخاطر این کارش معذرت خواهی کنه بعد ازچند ثانیه به طرز عجیبی کلمه ای ازش شنیدم


نمیتونستم باورش کنم"متاسفم"


انتظارشو نداشتم


لومی قبلا از کای و شخصیتش بهم گفته بود نمیدونستم دقیقا چحور رابطه ای باهاش داره ولی باتعریفایی که ازکای میکرد من محال


میدونستم کای همچین کاری کنه اون کلمه انقد برام خوش آوا و دلنشین بودکه بازم میخواستمش بعدار چند ثانیه دوباره شنیدمش"متاسفم....


بعداز سه ثانیه ی دیقه....متاسفم...متاسفم......متاسفم"


مغزم کاملا پوچ و خالی بود به هیچی فکر نمیکردم منی که نمیتونستم اون چند ساعت آخر ازفکر سهون بیرون بیام الان دیگه تمام فکرو


ذکرم کای بود به هیچ چیز دیگه ای نمیتونستم فکرکنم


فقط به اون صدای جذاب و مردونش گوش میدادم ازاینکارش واقن خوشم اومده بود نمیدونم چرا ولی مطمئن شدم که ارزش زیادی براش


دارم سرمو محکمترتوسینش فروبردم تا دوباره عطر تنشو حس کنم


کای نزدیک 85 باراین کلمرو تکرار کرد و باهربار گفتن من بیشتر بهش فکرمیکردم تعداد و دفعاتشو میشمردم برای 83 بار"متاسفم" 84 بار"


متاسفم"و 85 بار.....


دیگه هیچی نمیشنیدم خوابیده بودم و این مطمئنا بهترین و آرامش بخش ترین خوابی بود که تو عمرم داشتم....


ازدید سهون:


باورم نمیشد


نمیتونستم حرفای لومی رو درک کنم ینی کای 12 سال منتظر این روز بود هه.....واقن خنده داره 12 سال؟؟


الان دیگه قلب و عقلم کاملا ضد هم بودن منطقم اجازه نمیداد بیشترازاین به لوهان فکر کنم میخواستم بذارم لوهان باکای باشه اما قلبم


راضی نبود عشقم بهش جوری بود که نمیذاش قبول کنم لوهان مال کسی دیگه باشه


انقد تکرار کردم لوهان ماله منه لوهان ماله منه در نهایت عقلمم تسلیم این خواستم شد الان دیگه تنها یکار مونده بود پیدا کردن کای..........


لومی ازم خواست که مدتی پیشش بمونم ولی ذهنم انقدر درگیر بود که نمیتونستم فکر کنم ازخونش زدم بیرون و رفتم هتل ازفردا باید


شروع میکردم و دنبالش میگشتم


نمیتونستم بذارم پیش کای باشه


جونگین هرچقدم که حق داشته باشه نمیخواستم اجازه بدم لوهان ماله اون باشه دیگه هیچی برام مهم نبود حتی نظر لوهان هرطوری شده


باید ماله من باشه این جملرو هرروز تکرار میکنم چون لوهان ......


باید ماله من باشه.



نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مرداد 1394 توسط Shadi | نظرات()
cars fast lightning cheats
پنجشنبه 28 دی 1396 07:12 ق.ظ
با درود! من می دانم که این مسئله خاموش است اما من می خواهم بپرسم.
آیا شما علاقه مند به لینک های تجارت و یا شاید مهمان نوشتن یک مقاله وبلاگ یا بالعکس؟
وبسایت من موضوعات زیادی از موضوعات مشابه شما را در بر میگیرد و من معتقدم که ما میتوانیم از هر یک از دیگران سود ببریم.

اگر شما علاقه مند هستید احساس رایگان به من یک ایمیل به من شلیک کنید. من نگاه می کنم
پیش از شنیدن از شما! وبلاگ عالی ای داری ضمنا!
imvu credits
چهارشنبه 15 آذر 1396 10:05 ب.ظ
سلام! من می توانستم سوگند یاد کنم که من قبل از این وبلاگ دیدار کرده ام
پس از نگاه کردن به چند پست من متوجه شدم این جدید است
به من به هر حال، من مطمئنا خوشحالم که من آن را پیدا کردم و من آن را نشانه گذاری و بررسی خواهم کرد
مکررا!
std testing price
پنجشنبه 18 آبان 1396 08:01 ب.ظ
این پست بی ارزش است وقتی بیشتر می توانم پیدا کنم؟
ask psychic question
شنبه 13 آبان 1396 10:13 ب.ظ
فقط چیزی که من دنبالش بودم WOW بود اینجا با جستجو برای تست آمده است
best psychic reading
شنبه 13 آبان 1396 09:59 ب.ظ
وقتی که من ابتدا یک نظر را ترک کردم، به نظر میرسد روی آن کلیک کردهام
وقتی که نظر جدید اضافه میشوند، به من اطلاع دهید - کادر را انتخاب کنید و از حالا به بعد هر بار
نظر اضافه شده است من 4 ایمیل با همان نظر دریافت کنید.
شاید راهی باشد که بتوانید مرا از آن حذف کنید
سرویس؟ خیلی ممنون!
best psychic mediums
شنبه 13 آبان 1396 09:47 ب.ظ
من چندین صفحه وب را دیدم با این حال ویژگی صوتی برای صوتی
آهنگ های موجود در این وب سایت در واقع شگفت انگیز است.
best medicare supplement plans
شنبه 13 آبان 1396 08:39 ب.ظ
من چندین چیز عالی را اینجا خوانده ام. قطعا ارزش نشانه گذاری برای دوباره دیدن را دارد.
من تعجب می کنم که چقدر تلاش زیادی برای ایجاد چنین سایت پرطرفدار و پرطرفدار ایجاد کرده اید.
chaturbate hack free tokens
سه شنبه 9 آبان 1396 08:59 ب.ظ
I do not know if it's just me or if perhaps everybody else experiencing problems with your website.
It appears like some of the text in your content are running off the
screen. Can somebody else please provide feedback and let me know if this is happening
to them too? This could be a problem with my web browser because
I've had this happen before. Thanks
chaturbate currency hack
دوشنبه 8 آبان 1396 11:30 ب.ظ
من این سایت را از خدمت خود دریافت کردم که با این وبسایت همکاری داشتم و اکنون این بار
من در حال مرور این وب سایت هستم و خواندن مقالات بسیار آموزنده در این زمان.
are psychics real
دوشنبه 8 آبان 1396 01:40 ب.ظ
سلام! من در کار گشت و گذار در اطراف وبلاگ خود را از آیفون 3gs جدید من!
فقط می خواستم بگم دوست دارم وبلاگت را بخوانم و منتظر تمام پست های شما باشم!

انجام کار عالی!
std testing centers
دوشنبه 8 آبان 1396 12:48 ب.ظ
آیا وبسایت شما صفحهی تماس برای کاربران دارد؟ من مشکل پیدا کردن آن را دارم، اما من می خواهم به شما یک ایمیل بفرستم.
من بعضی از ایده هایی برای وبلاگ شما دارم که ممکن است علاقه مند به شنیدن باشد.
در هر صورت، سایت عالی و من منتظر دیدن آن در طول زمان توسعه.
cheap phone psychic reading
دوشنبه 8 آبان 1396 12:45 ب.ظ
This is the perfect webpage for everyone who hopes to
find out about this topic. You realize so much its almost
tough to argue with you (not that I actually would want to…HaHa).

You definitely put a new spin on a subject that's
been written about for a long time. Great stuff, just
excellent!
cheap psychics
دوشنبه 8 آبان 1396 08:12 ق.ظ
من بسیار خوشحالم که این وب سایت را کشف کردم. من می خواستم از شما تشکر کنم
به دلیل این شگفت انگیز! قطعا واقعا همه را دوست داشتم
بخشی از آن و همچنین شما را به عنوان مورد علاقه ذخیره کرده تا چیزهای جدید را در وب خود ببینید
سایت.
std screening
دوشنبه 8 آبان 1396 07:01 ق.ظ
من هر بار نصف ساعت خود را صرف خواندن این پست وب سایت در تمام طول زمان همراه با یک لیوان
از قهوه
myfreecams token
شنبه 29 مهر 1396 11:01 ب.ظ
با درود! این اولین نظر من اینجاست
من فقط می خواستم فریاد بزنم و بگویم من
واقعا از طریق پست های وبلاگ شما خواندن لذت بخش است.
آیا می توانید سایر وبلاگ ها / وب سایت ها / انجمن هایی که با موضوعات مشابه در ارتباط هستند را توصیه کنید؟
متشکرم!
real psychic
چهارشنبه 19 مهر 1396 09:11 ب.ظ
سلام! این پست وبلاگ نمیتواند بسیار بهتر نوشته شود!
با نگاه کردن به این مقاله من همسایه قبلیام را یادآوری میکنم!
او به طور مداوم در مورد این صحبت کرد. من مطمئنا
این مقاله را برای او ارسال خواهد کرد. مطمئنا او خواندن عالی خواهد داشت.
با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری!
How long does it take to recover from Achilles injury?
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:45 ق.ظ
Nice post. I used to be checking continuously this weblog
and I'm inspired! Very useful information specially the closing
part :) I take care of such information a lot.
I was seeking this certain info for a very long time.
Thank you and best of luck.
foot pain explored
پنجشنبه 15 تیر 1396 03:25 ق.ظ
You can certainly see your expertise within the paintings
you write. The world hopes for even more passionate writers like you
who aren't afraid to mention how they believe.
At all times follow your heart.
foot pain after running
چهارشنبه 7 تیر 1396 05:43 ب.ظ
My brother recommended I might like this blog. He was totally right.
This submit truly made my day. You can not imagine simply how much time I had spent for this info!

Thanks!
arlindakinkade.hatenablog.com
دوشنبه 1 خرداد 1396 06:12 ق.ظ
Hi, I would like to subscribe for this blog to take hottest updates,
therefore where can i do it please help.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 11:23 ق.ظ
Hi! I could have sworn I've been to this website before but after browsing through some of the post I
realized it's new to me. Anyhow, I'm definitely glad I found it and I'll be book-marking and checking back
often!
فائزه
یکشنبه 4 مرداد 1394 09:14 ب.ظ
ایول سهون برو لوهانو بگیر این کای خیر ندیده هم باید بره پیش دی او فایتینگ سهون
پاسخ Honey.P : اونو ول کنی میره با تمین
parisa
یکشنبه 4 مرداد 1394 10:52 ق.ظ
وااای لوهاان عاشق برفتتت...
دیگ سهون بیچاره این وسط چی میخادآخه دیرجنبیدی سهون خاان مخه لوهانو زدن...
خخخخ...مرسی عزیزم خووشل بود
پاسخ Honey.P : خواهش میکنم عزیزم..
baeky-chany
شنبه 3 مرداد 1394 10:22 ب.ظ
سلام گلم
واااااااااااااااای چقدر قشنگ بود کای دیونه ای بود حتی عشقشم با بقیه فرق داره چقدر رمانتیک دلم برای سهون سوخت باید منتظر بمونیم تا ببینیم کی دل لوهانو کامل میبره عزیزم ممنون که وقت میزاری خسته نباشی بیصبرانه منتظر قسمت بعدی هستم
پاسخ Honey.P : خواهش گلم...منم ممنونم که خوندی...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
...HI...
...U can find stories and fications and fanfics here...
...I hope U all enjoy it...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ؟؟
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» دوست دارید بیشتر چی آپ کنیم؟





پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  • رنکینگ
  • قالب وبلاگ
  • تماس با ما
    کد تماس با ما

    پیغام ورود و خروج

    Online User

    کد پربازدیدترین

    ابزار امتیاز دهی

    دانلود آهنگ جدید