تبلیغات
KPOP BOOK - My everything ep-7
KPOP BOOK
...سلام دوستا اومدم با قسمت 7...
...ببشید دیر شد تا الان نت نداشتم...


حرفی نیست بفرمایید ادامه...

به سمت چویی رفت و مشت محکمی زد توی صورتش بعدشم به سمت من اومدو دستمو باتموم قدرتش گرفتو کشید به سمت در خروجی....و همزمان زیر لب گفت:باید چواب پس بدی...باید...


وقتی به پشت ساختمون رسیدیم وایساد ودستمو ول کردو برگشت طرفمو فقط زل زد به من...استرس داشتم ولی...

لوهان:فک نمیکنی باید بهم توضیح بدی؟!

سهون:راجع به؟

لوهان:راجع به همه چی...راجع به چویی...راجع به اینکه گ.ی بودی...یاشاید بهتره بپرسم راجع به اینکه چرا هربار که میومدم به اون کافی شاپ کوفتی اونطوری بهم نگاه میکردی...یاچطوره جواب اینو بدی که چرا وقتـ...

سهون:بسه!

لوهان:جوابمو بده!

سهون:میخوای چیو بدونی؟

لوهان:تو گ.ی بودی؟

سهون:چه فرقی واسه تو میکنه؟

لوهان:من کسیم که یجورایی پیشت امنیت ندارم!نمیتونی فقط جوابمو بدی؟

ناخداگاه یه فکری اومد توی ذهنم...آروم رفتم طرفش...باصدای آروم ونازی گفتم:خب الان جوابتو میگیری ...راجب گ.ی بودنم...

دوقدم بهش نزدیک شدم که بدبخت گرخیدو دوقدم عقب رفت!منم کرمم گرفته بود مثه چی...!

لوهان:چی میخوای؟

سهون:تو چی فکر میکنی...

رفتم نزدیکشو هلش دادم جوری که افتاد روی سبزه ها...{کلا اینا وحشین شما بهش فک نکنین}

با بهت بهم نگاه کرد آروم رفتم نشستم کنار کمرش روی سبزه ها!

لوهان:چ...چی میخوای؟

بدون اینکه جوابشو بدم صورتمو نزدیکش کرد...اونم سرشو میبرد عقب که آخرش مجبور شد رسما بخو.ابه رو زمین!منم صورتمو نزدیکش کردمو زل زدم توی چشماش....ولی اون سعی میکرد به چشمام نگاه نکنه...

سهون:راجب...سوالت...

حرفامو کش دار میزدم که فک کنه خبریه...!و بهش نزدیکتر شدم جوری که نفساش بهم میخورد...

سهون:من...گ.ی...نیستم!

و سریع ازش جدا شدم و سرپا وایسادم!و بدون اینکه نگاش کنم شروع کردم به حرف زدن!

سهون:چویی گ.یه ...ازاونجاییم که بامن حا.ل میکنه پس...فک کردم بد نیس یه مدت سرکارش بزارم که به لطف مشتی که زدی بهش دیگه نمیشه کاری کرد...پس دلیلیم نمیبینم که بخوام اینجا بمونم...میرم خونه...توهم بلند شو وبرو!

و بدون اینکه منتظرجوابش بشم رفتم سوار تاکسی شدم...بیچاره چویی...البته بلا چه جیگری بود!

 

.........

دی او:

نره خر بزور بازومو گرفتو کشیدم توی یکی از اتاقا چون تاریک بود نمیدیدم که توی اتاق چجوریه ...

دی او:عوضی داری منو کجا میبری!

-چه توپول موپولو جیگر...

دی او:بیشعور عوضی من گ.ی نیستم!

-منم نیستم ولی خب هرچیزی یبار امتحانش بد نیس خخخخ!

و پرتم کرد یه سمت که وقتی روش افتادم فهمیدم که تخته...خودشم آروم اومد سمتم که...

یونا:هی...بهترنیست دس از سرش برداری؟

و با روشن شدن اتاق تازه تونستم ببینم که یوناس...

دی او:یونا...تو..اینجا...

یونا:من گفتم خوشم از بار گ.ی ها نمیاد ولی توی احمق گیر دادی!

با ابروهای به هم گره خورده بهم نگاه کردوروشو ازم گرفتو به سمت پسره برگشت!

-اون گ.ی نیست پس تا کاری نکردم که به غلط خوردن بیفتی گمشو بیرون!

پسره یه نگاه بد به من انداختو بعدم به یونا نگاه کردو از اتاق زد بیرون!یونام پشتش رفت و دروبست بعدم برگشت طرفم!

دی او:باد کرد؟

یونا:چی؟

دی او:رگ غیرتتو میگم!

یونا پوزخندی زدو اومد روی صندلی روبه روی تخت نشست!

یونا:فک نمیکردم که ببینمت...

دی او:زمان زیادی گذشته...

یونا:فک میکردم که...

دی او:که...

یونا پوزخندی زدو از جاش بلند شد:من زودتر میرم خونه...دوس ندارم بكهیون یا سهون متوجه بشن دنبالتون اومدم...

حرفی نزدمو اونم بی حرف از اتاق رفت بیرون...دوباره روی تخت دراز کشیدم...چشمامو بستمو با یاد آوری خاطراتم با یونا بازم احساس بدی بهم دست داد... شاید حس پوچی...

فلش بک!

یونا:دی او...من ...فک میکردی که بهم یه حسی داری...

دی او:یونا...متاسفم ولی من دوستت ندارم من الان با یه نفردیگم و فراموشت کردم...

یونا:ولی...ولی تو قبلا بهم گفتی...

عصبی شدمو تقریبا داد زدم:لعنتی من علاقه ای بهت ندارم!

یونا:پس...دروغ بود؟یعنی اون لحظه هایی که باهم داشتیم...

دی او:آره آره دروغ بود...همه و همش دروغ بود!خواهشا بفهم که من بهت علاقه ای ندارم!من دوستت ندارم...من مجبورت نکردم که باهام باشی!پس برامم اهمیتی ندارن...هیچکدوم...

یه قطره اشک ریخت و بلندشدورفت...

.....

چانیول

همچنان داشتم گریه میکردم...تمام بدنم درد میکرد!چطور تونست اونجوری باشه!چرا اونکارو کرد...چرا اصلا به حس من توجهی نکرد؟اون با اون قدش آه چطوری من اجازه دادم؟؟منه احمقه...اههه!

با دردی که داشتم بلند شدم همزمان هم کمرم هم پاهام وسرم درد گرفته بودولی بیشتر ناراحت بودم باید تلافی میکردم...باید اینکارو میکردم...ازت متنفرم...متنفرم ازت بكهیون...تویه سواستفاده گری...باید تاوانشو پس بدی....

.....

ساعت 6:45صبح

بكهیون:

آماده جلوی آینه ی اتاقم وایسادمو به خودم یه نگاه کردم...خداییش چه هلویی بودما...البته خودمم خبر داشتم ولی خب بهرحال...

یه چشمک زدم توی آینه و رفتم گوشیمو از روی میز برداشتم تا چکش کنم...هیچ اسی نداشتم...روی صندلی نشستم گوشیمم دستم بود...فکرم برای یه لحظه رفت پیش چانیول!باورم نمیشه چیکار کردم...کارم یجورایی...یجورایی اسمش تجا.وز بود!یجوراییم که نه دقیقا خودش بود!چشمامو بستم عجب گندی زده بودمو خودم خبرنداشتم!حالا چجوری برم شرکت؟اگه نرم که پدرمنو میکشه...اگرم برم که باید با اون روبه روشم...چجوری باید رفتار کنم جلوش؟

لبامو گاز گرفتم...بزار هرچی میخواد بشه بشه...ولی خب بهرحال به روی خودم نمیارم...!

رفتم طبقه ی پایینو با ماشین سهون رفتیم به شرکت!

سهون:

از ماشین پیاده شدیمو وارد ساختمون شدیم!یه شرکت 12 طبقه ی شیک بود!دیزاین عالی داشت...از نگهبانی پرسیدم که باید کدوم طبقه بریم معلوم بود که لوهان راجب ما باهاش صحبت کرده بودچون گفت که میدونه قراره اونجا با اون سه تا کار کنیم!زنگ زدو بعداز هماهنگ کردن بهمون گفت که بریم طبقه ی آخر!

سوار آسانسور شدم...به آیینه ی روبه روم توی آسانسور نگاه کردم هیچوقت با کتو شلوار حال نمیکردم واسه همون لباس اسپورت پوشیدم حتما که نباید استعدادام توی کتو شلوار شکوفا بشه...والا...بهرحال خوشگل شده بودم بعداز اون به بكهیون توی آیینه نگاه کردم...هنوزم اختلالات روانی داشت...همین که آیینه میدید سعی میکرد خودشو شبیه میمون کنه!چشماشو چپ میکردو دهنشو به صورت ناهنجاری باز میکرد جوری که تا خود رودش مشخص میشد!

 

رومو ازش گرفتمو بایه پوزخند از آسانسور اومدم بیرون...حالا وقتش بود که خوده حرفه ایمو نشونشون بدم....


خب خب خب چطور بود؟؟


اگه دوستش ندارین دیگه نمیذارمش...



طبقه بندی: My everything STORY، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 تیر 1394 توسط Honey.P | نظرات()
http://weedrudge6870.sosblogs.com/Venetta-Stas-b1/Hammer-Toe-Symptoms-And-Treatment-b1-p5.htm
یکشنبه 4 تیر 1396 11:42 ق.ظ
These are really wonderful ideas in concerning blogging. You have touched some good factors here.
Any way keep up wrinting.
https://adinahellwig.wordpress.com/2015/06/27/recovery-from-bunion-hammertoe-surgery
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:04 ب.ظ
Way cool! Some very valid points! I appreciate you penning this post and the rest of the
website is also very good.
sahar
چهارشنبه 19 اسفند 1394 05:32 ب.ظ
سلام عالی بود
پاسخ Honey.P :
byun_kosar.yeol
شنبه 3 مرداد 1394 07:27 ب.ظ
عرررررررر اجییییی چرااااا اپ نمییییکنییییییییییییی پسسسس؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ Honey.P : امروز
baeky-chany
جمعه 2 مرداد 1394 07:18 ق.ظ
سلام گلم
نازنین ممکنه یه جدول زمان بندی داشته باشید تا ما بدونیم قسمت بعدی کی اپ میشه ما مردیم از انتظار روزی چند بار چک می کنیم ببنیم قسمت بعدی امده یا نه ممنون گلم این فیکم داره دیونمون میکنه خیلی خیلی قشنگه دستت درد نکنه خسته نباشی
پاسخ Honey.P : عزیزم نویسنده ها کلا نمیان به من اعلام کنن...دیدی که هزار بار بهشون گفتم...
خودم براشون درست میکنم...فعلا داستانای خودم غیر از LOVE AGAIN که آپ میشن تو جدول هست
byun_kosar.yeol
پنجشنبه 1 مرداد 1394 11:27 ق.ظ
واااایییی آجی هنو‌بقیشو نذاشتییی ک عررررررررر
من خواننده‌ی تولانتممم
پاسخ Honey.P : ببخشید آجی مسافرت بودم امروز حتما دیگه آپ میشه...
Raya
چهارشنبه 31 تیر 1394 04:31 ب.ظ
یاااا بذارششش من دوسش دارم
بعدشما بکی جلو آیینه ادا میمون در نمیاره خیلیم نازه داداشم
پاسخ Honey.P : نخیرم در میاره چون من گفتم خخخ
باشه میذارم امروز
baeky-chany
چهارشنبه 31 تیر 1394 02:52 ب.ظ
ببخشید من مطالب تو اون یکی فیک نوشتم فکر کردم نویسندها یکی هستند گلم فعلا فیک هارو رمزی نکنید یا رمز عمومی بزارید تا سایتتون معروف بشه و تعداد بازید بالا بره ممنون و خسته نباشید
پاسخ Honey.P : ممنون از راهنماییتون عزیزم...
چهارشنبه 31 تیر 1394 02:41 ب.ظ
سلام گلم
امیدوارم این فیک کپی نباشه
فیک جذاب و خوبیه ممنون و خسته نباشید
پاسخ Honey.P : عزیزم فیکای منو هر جا دیدی بدون خودم نویسندش بودم...
ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
...HI...
...U can find stories and fications and fanfics here...
...I hope U all enjoy it...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» ؟؟
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» دوست دارید بیشتر چی آپ کنیم؟





پیوند های روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  • رنکینگ
  • قالب وبلاگ
  • تماس با ما
    کد تماس با ما

    پیغام ورود و خروج

    Online User

    کد پربازدیدترین

    ابزار امتیاز دهی

    دانلود آهنگ جدید